اَللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّهِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَهِ وَفی کُلِّ ساعَهٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً
آرشیو پرسش و پاسخ ها: اخلاق
مراحل عرفان 1

 

مراحل عرفان

عرفان چيست و چند درجه دارد؟ 

در پاسخ به توضيحات ذيل توجه كنيد :
الف- واژه “عرفان”‏ در لغت‏ به معناى شناختن است، ولى در اصطلاح، به شناخت ويژه‏اى اختصاص يافته كه از راه شهود درونى و دريافت ‏باطنى حاصل مى‏گردد، و از آن جا كه چنان كشف و شهودهايى معمولاً متوقف بر تمرين‌‏ها و رياضت‏‌هاى خاصى است، روش‏هاى عملى يا آيين سير و سلوك را نيز “عرفان‏” ناميده‌اند.
به عبارت ديگر عرفان در اصطلاح به معرفت شهودي خداوند كه از طريق تهذيب نفس و صفاي باطن حاصل مي گردد، گفته مي شود.
عرفان را داراي دو بعد نظري و عملي دانسته اند:
الف: عرفان نظري شامل منظومه اي از دريافت هاي باطني از طريق كشف و شهود پيرامون جهان هستي است، كه توسط افراد واجد شرايط ادراك شده و با شيوه اي نظام مند و بطور نظري تدوين شده است.
ب: عرفان عملي شامل به كار بستن دستور العمل هاي لازم در راستاي مبارزه با هواي نفس و رسيدن به مقامات معنوي و كمال توحيد است، كه توسط استاد طريقت بيان مي گردد. در صورتي كه سالك راه حقيقت، رهنمود هاي پير طريقت را به كار بندد و در مسير الاهي با اخلاص كامل گام بردارد، به سرمنزل حقائق رهنمون مي گردد .
ب- به هر حال در باره عرفان مي توان گفت: عرفان طريق وصال خداوند است. و به عبارتي، احساس عميق خداوند در درون خويش و تسليم شدن به او و عشق ورزيدن به او با دل و جان كه در نهايت به وصال اومي انجامد و در يك كلام عرفان را مي توان معرفت نفس ناميد كه به معرفت رب منتهي مي شود.
عرفان عملي كه مسير بسيار شيرين ولي صعب العبور است، مراتب و مراحل متعددي دارد.

در اين جا مناسب و مفيد است به طور خلاصه به بعضي مقدمات و مراتب عرفان اشاره شود:
1. مرتبه تجليه: سالك كوي دوست «حق سبحانه» در مرحله اول با مراقبت كامل و عمل به ظواهر شرع مقدس و انجام بايدها (واجبات و مستحبات) و پرهيز از نبايدها (محرمات و مكروهات) شرعي، طهارت ظاهري و روحي و تسليم در برابر خواست‌هاي حق را در خود ايجاد مي‌كند.
2. مرتبه تخليه: در مرحله دوم، تلاش مي‌كند كه تمام صفات ناپسند فردي و اجتماعي مانند حسادت، تكبر، حرص، غيبت، عجب، دروغ، بد زباني، و ساير صفات ناپسند كه در كتاب‌ها اخلاقي مانند معراج سعادت، به طور مبسوط آمده و هر كدام مانع بزرگ بر سر راه تكامل انساني است بايد خود را از آنها پاكيزه كند.
3. مرتبه تحليه: پس از رفع موانع و تخليّه كامل نفوس از رذايل اخلاقي سعي بايد كرد كه خود را به زيور صفات پسنديده و اخلاق فردي و اجتماعي اسلام آراسته نموده، و اين كار در درمان روح، نقش غذا و داروي تقويت را در درمان بيماري جسماني دارد كه باعث سرعت و بازگشت سلامت مي‌شود. بعد از عبور از اين مراحل صفاي باطن و نورانيت قلب براي انسان سالك پديد مي‌آيد و او در وجود خويش جذبه محبت حق را احساس مي‌كند و باعث گرايش‌هاي شديد به عالم حقيقت و كم شدن تمايلات نشئه دنيا مي‌شود، و به تدريج اين محبت بيشتر مي‌گردد، آتش عشق الهي در روح انسان روشن مي‌شود و سالك به مقام فناي الهي بار مي‌يابد كه آن ينز سه درجه دارد:
الف. فناي در افعال: سالك در اين مقام همه ‌قدرت‌ها و علل و عوامل موثر را در برابر اراده حق سبحانه بي‌تأثير ديده و حقيقت معناي لا حول و لا قوه الا بالله، براي او تجلي مي‌كند به گونه‌اي كه از هيچ كس جز حق پروا نداشته و به هيچ چيزي جز حق اميدوار نيست.
ب. فناي در صفات: سالك در اين مقام عالم را با تمام اوصاف و كمالات و آثار و جلوه‌هاي وجودي كه دارد، مظهر حق دانسته و تجلي جمال زيباي دوست مي‌بيند، ‌لذا گفته‌اند:
بدريا بنگرم دريا تو بينم
به صحرا بنگرم صحرا تو بينم
به هر جا بنگرم كوه و در و دشت
جمال چهره زيبا تو بينم  [1]
ج. فناي در ذات: سالك در اين مقام همه اسماء و صفات حق را مستهلك در غيبت ذات احديت يافته و به جز ذات احدي، هيچ گونه هستي‌اي در روح او باقي نمي‌ماند و حقيقت آيه: «لمن الملك اليوم، لله الواحد القهّار» [2] براي او تجلي مي‌كند.

منبع:

http://akhlagh.porsemani.ir/node/1183



 

 



[1] بابا طاهر عريان، دو بيتي‌ها، ص 6، انتشارات گنجينه، تهران.

[2] رفيعي قزويني، رساله مقامات اربعه، (اين رساله ضمن يازده رساله تأليف حسن زاده آملي، ص 254، نشر مطالعات و تحقيقات فرهنگي چاپ شده) 

 

(0 رای)
این مقاله مفید بود
این مقاله مفید نبود

نظر (0)
ارسال یک نظر جدید
 
 
نام کامل :
پست الکترونیک :
نظر:
تأیید کد امنیتی 
 
لطفا متنی را که در کادر زیر می بینید وارد نمایید