اَللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّهِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَهِ وَفی کُلِّ ساعَهٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً
آرشیو پرسش و پاسخ ها: غرب
تشیع و سکولاریزم

 سکولاریزم را توضیح دهید و آیا در آیین تشیع سکولاریزم وجود دارد؟

سکولاریزم (Secularism) یک واژه انگلیسی است و در زبان فارسی معادل‏ها و معانی متعددی از قبیل مخالفت با شرعیّات و مطالب دینی،روح دنیاداری، طرفداری از امور دنیوی و عرفی برای آن برشمرده‏اند.امارایج‏ ترین معادل فارسی آن، «جداانگاری دین از دنیا» است؛ چنان‏که سکولار (Secular) نیز به کسی گفته می‏شود که به امور دینی و معنوی علاقه‏ای نشان نمی‏دهد.یکی از پژوهشگران و اندیشمندان غربی درباره مفهوم سکولاریسم می‏نویسد:گر بخواهیم «جدا انگاری دین و دنیا»را به اجمال تعریف کنیم، می‏توانیم بگوییم: فرایندی است که طی آن، وجدان دینی، فعّالیّت‏های دینی و نهادهای دینی، اعتبار و اهمّیّت اجتماعی خود را ازدست می‏ دهند واین بدان معناستکه دین در عملکرد نظام اجتماعی به حاشیه رانده‏ می‏شود و کارکرد های اساسی در عملکرد جامعه با خارج شدن از زیر نفوذ و نظارت عواملی که اختصاصاً به امور ماورای طبیعی عنایت دارند عقلانی می‏ گردد....» اینکه آیا در تشیع هم «سکولاریزم» وجود دارد یا نه؟ پاسخ این است که اسلام و مکتب شیعه هرگز دین را از دنیا و دین را از سیاست جدا نمی ‏داند وپرداختن به دنیا و حل مشکلات دنیوی انسان را بخشی از تأمین سعادتمندی انسان می ‏داند که اسلام در صدد تحقق آن است. چنان‏ که ائمه معصومین(ع)به دنیا می‏ پرداختند و برخی ائمه(ع)به ویژه حضرت علی(ع)در چندسالی که زمینه فراهم بود، حکومت اسلامی تشکیل داد و به امور دینی و دنیایی مردم توأماً رسیدگی فرمود.از این رو، سکولاریسم، خاستگاه غربی دارد و به اعتراف خودپژوهشگران غربی، در غرب مسیحی و به دلیل عملکرد غلط مسیحیت پدید آمده است و موجب فرار مردم از دین مسیحی و روی‏ آوری به دنیاشده است. سکولارها عقل را جایگزین دین و وحی کرده به عقل‏ گرایی افراطی (راسیونالیسم) معتقد گشتند و همه چیز را از عقل ناقص بشر گرفته ودین را به حاشیه‏ رانده و صرف رابطه فردی با خدا پنداشته‏ اند.عواملی  موجب شد تا در غرب، دین عموماً و دین مسیحی خصوصاً از صحنه زندگی مردم حذف و به حاشیه رانده شود.برخی ازاین عوامل عبارت‏ اند از: ۱. نارسایی و ناتوانی مفاهیم دینی مسیحی در پاسخ به پرسش ‏ها و نیازها؛زیرا دین مبین اسلام،تنها دین کامل و پاسخگو به همه پرسش‏ها و نیازهای آدمی است و مسیحیّت و یهودیّت برای دوره خاصی اعتبار داشته ‏اند ؛ گرچه همان مسیحیّت نیز در طی قرون متمادی تحریف گشته است. ۲ . برخورد خشن و مستبدّانه سردمداران کلیسا (پاپ، کشیش واسقف‏ها) با مردم و به ویژه با دانشمندان و مخترعان بزرگ نظیر گالیله ونیوتن و غیر آنان به بهانه مخالفت داشتن عقل و علم با دین و برعکس. ۳ . شروع رنسانس علمی و تحولات صنعتی و اتکا و اعتماد بیش ازحد به حس و عقل و مظاهر زندگی دنیوی و رواج فساد و تباهی، موجب غوطه‏ وری غربیان در فساد و منجلاب اخلاقی و دوری از دین الهی ،معنویت و اخلاق گشته است

(0 رای)
این مقاله مفید بود
این مقاله مفید نبود

نظر (0)
ارسال یک نظر جدید
 
 
نام کامل :
پست الکترونیک :
نظر:
تأیید کد امنیتی 
 
لطفا متنی را که در کادر زیر می بینید وارد نمایید