اَللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّهِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَهِ وَفی کُلِّ ساعَهٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً
آرشیو پرسش و پاسخ ها: اخلاق
بخشش خدا

 

چه کنم خداوند مرا ببخشد؟
به‌طور کلّي مي‌توان گفت: خداوند تبارک و تعالي همواره طالب و مشتاق آمرزش بندگان و توبه و بازگشت آنان به سوي خود است. ذات باري تعالي، به هر سبب و بهانه‌اي به دنبال بخشيدن بندگان و سوق دادن آنان به بهشت و برخوردار نمودن مومنین از نعمت‌هاي بهشتي مي‌باشد و اشتياق حق‌تعالي به توبۀ بندگان نيز از اين ناحيه نشأت گرفته است.
زمينه‌سازي و برنامه‌ريزي خداوند سبحان براي بخشايش بندگان، مشهود و انکار ناپذير است. گاهي به وسيلۀ توبه، بندگان خويش را مي‌بخشد که توفيق توبه را نيز خود حق تعالي به بندگان عطا مي‌فرمايد و به قول استاد بزرگوار ما علامۀ طباطبائي«رحمت‌الله‌عليه»، هر توبۀ بنده، پيچيده شده در دو توبه از حق‌تعالي است. اوست که ابتدا عطف توجّه مي‌کند و به اين وسيله توفيق مي‌دهد و سپس، توبة بندة خويش را مي‌پذيرد.
گاهي نيز بندگان را به سوي مقرّبين درگاهش که اهل‌بيت«سلام‌الله‌عليهم» هستند، سوق مي‌دهد تا با توسّل به ايشان و بهره‌مندي از شفاعت آن بزرگواران، به توبۀ مقبول دست يابند و از اين رهگذر، به پيروي از سيرۀ عملي اهل‌بيت«سلام‌الله‌عليهم» تشويق گردند.
برخي از عوامل آمرزش گناهان عبارتند از:
1. اجتناب از گناه
بر اساس آيه‌اي از قرآن شريف، اجتناب از کبائر، سيّئات را مي‌پوشاند: «إِنْ تَجْتَنِبُوا كَبائِرَ ما تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُكَفِّرْ عَنْكُمْ سَيِّئاتِكُمْ وَ نُدْخِلْكُمْ مُدْخَلاً كَريما»[1]
اگر از گناهان بزرگى كه از آنها نهى مى‏شويد دورى گزينيد، ما گناهان كوچك شما را از شما مى‏زداييم و شما را به جايگاهى گرامى درمى‏آوريم.
اجتناب از گناه و معصيت، به معناي دوري گزيدن از فعل حرام است و تفاوت آشکاري با گناه نکردن دارد. در حقيقت، اجتناب از گناه، هنگامي رخ مي‌دهد که زمينۀ گناه براي انسان فراهم باشد و مانعي در کار نباشد، امّا براي رضاي خداوند متعال و به امر حق‌تعالي، از گناه دوري ‌کند و به اصطلاح «اجتناب» ورزد.
به عنوان مثال، در قصّة عبرت‌انگيز حضرت يوسف«عليه‌سلام» مي‌خوانيم که آن حضرت با وجود همۀ اسباب و زمينه‌هاي گناه بزرگ، از آن دوري گزيد و مصائب ناشي از آن را تحمّل نمود و بدين سبب به مقامات والايي دست يافت.
در واقع مي‌توان گفت: گناهاني که به نسبت، کوچک‌تر از فواحش يا کبائرند و يا گناهاني که آدمي قبلاً مرتکب شده است و اکنون فراموش کرده و يا متوجّه انجام آن گناهان نشده است، با اجتناب از گناهان بزرگ، پوشانده و بخشيده مي‌شود.
چنان‌که در آيۀ ديگري مي‌فرمايد:
«الَّذينَ يَجْتَنِبُونَ كَبائِرَ الْإِثْمِ وَ الْفَواحِشَ إِلاَّ اللَّمَمَ إِنَّ رَبَّكَ واسِعُ الْمَغْفِرَةِ»[2]
آنان که از گناهان بزرگ و اعمال زشت، دوري مي‌گزينند، مگر گناهان خرد و اندک يا گناهي که اتّفاقاً رخ مي‌دهد، همانا پروردگار تو فراخ آمرزش است.
2. اعمال نيک‌(حسنات)
قرآن ‌کريم به صراحت مي‌فرمايد که اعمال نيک، گناهان را محو و نابود مي‌نمايد:
«إِنَّ الْحَسَناتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئاتِ»[3] به يقين خوبي‌ها، بدي‌ها را از ميان مى‏برد.
اعمال نيک و اعمال بد انسان، به انحاء مختلف در يکديگر اثر مي‌گذارند؛ يعني همان‌طور که حسنات، سيّئات را محو و نابود مي‌کنند، برخي از اعمال ناشايست و گناهان نيز، حسنات آدمي را حبط مي‌کنند و اثر آن را از بين مي‌برند:
«إِنَّ الَّذينَ يَكْفُرُونَ بِآياتِ اللَّهِ وَ يَقْتُلُونَ النَّبِيِّينَ بِغَيْرِ حَقٍّ وَ يَقْتُلُونَ الَّذينَ يَأْمُرُونَ بِالْقِسْطِ مِنَ النَّاسِ فَبَشِّرْهُمْ بِعَذابٍ أَليمٍ، أُولئِكَ الَّذينَ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ وَ ما لَهُمْ مِنْ ناصِرينَ» [4]
كسانى كه به آيات خدا كفر مى‏ورزند، و پيامبران را به‌ناحق مى‏كشند، و دادگستران را به قتل مى‏رسانند، آنان را از عذابى دردناك خبر ده. آنان كسانى‏اند كه در دنيا و آخرت، اعمالشان تباه و باطل شده و براى آنان هيچ ياورى نيست.
اثر پذيري و تأثير و تأثّر متقابل اعمال در يکديگر، گاهي موجب مي‌شود که گناهان آدمي محو گردد و باعث آمرزش او شود. مهم‌ترين حسنه‌اي که قرآن شريف نيز بدان اشارۀ‌ مستقيم دارد، نماز است. به اين‌ صورت که ابتدا، امر به اقامۀ نماز مي‌فرمايد و زمان آن را نيز مشخّص مي‌کند، سپس مي‌فرمايد که حسنات، سيّئات را نابود مي‌سازد:
«وَ أَقِمِ الصَّلاةَ طَرَفَيِ‌ النَّهارِ وَ زُلَفاً مِنَ اللَّيْلِ إِنَّ الْحَسَناتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئاتِ ذلِكَ ذِكْري‏ لِلذَّاكِرينَ» [5] و در دو طرف روز و نخستين ساعات شب نماز را برپا دار، زيرا خوبي‌ها(كه نماز در رأس آن‌هاست) بدي‌ها را از ميان مى‏برد. اين تذكّري است براي يادكنندگان.
نماز، برکات و اثرات فرواني در زندگي و در سلوک معنوي انسان دارد و از جمله، موجب نابودي و حبط گناهان مي‌شود.
حضرت سلمان«عليه‌سلام» نقل مي‌کند که با پيامبر اکرم«صلي‌الله‌عليه‌وآله‌وسلّم» زير درختي بوديم. آن حضرت، شاخۀ خشکي از درخت کَنده و تکان دادند تا برگ‌هايش ريخت. سپس فرمودند: هنگامي که مسلمان وضوي خود را به خوبي گرفت و نمازهاي پنج‌گانه را به جاي آورد، گناهانش مي‌ريزد، چنان‌که اين برگ‌ها بر روي زمين ريخت.[6]
3. عقوبت در دنيا
عامل سوّمي که موجب آمرزش انسان مي‌شود، عقوبت و گرفتاري دنيوي است. خداوند متعال در خصوص برخي از بندگان، اراده مي‌فرمايد که گناهان آنان در همين دنيا محو شود و از اين رو با ايجاد گرفتاري يا عقوبت دنيوي، آنان را در همين دنيا به کيفر اعمالشان مي‌رساند تا در آخرت، سختي و عذابي نداشته باشد.
اين لطف خداوند تعالي معمولاً شامل کساني مي‌شود که افراد صالحي بوده‌اند، امّا گناهاني نيز از آنان سرزده است.
در بسياري از موارد، بلايا و گرفتاري‌هاي دنيوي از قبيل بيماري، اشتغال به اموري که رنج بدني به همراه دارد، فقر، غم، اندوه، ترس، هراس و ابتلا به مرگ سخت، کفّارۀ گناهان آدمي به شمار مي‌آيد و اثر معاصي او را از بين مي‌برد و باعث مي‌شود انسان، پاک و پاکيزه وارد عالم قبر و برزخ شود.
چنانکه در برخي از موارد نيز خداوند متعال، راحتي دنيا و فراخي رزق را نصيب و روزي بعضي از افراد مي‌کند، تا بدين‌وسيله اندک اعمال نيکي که داشته‌اند، جبران شود و در قيامت صرفاً دچار عذاب الهي گردند.
در قرآن کريم، آيات متعدّدي در اين خصوص آمده است؛ از جمله:
«أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذينَ أُوتُوا نَصيباً مِنَ الْكِتابِ يَشْتَرُونَ الضَّلالَةَ وَ يُريدُونَ أَنْ تَضِلُّوا السَّبيلَ»[7]آيا به كسانى كه بهره‏اى از كتاب يافته‏اند ننگريستى؟ گمراهى را مى‏خرند و مى‏خواهند شما [نيز] گمراه شويد.
در حديث قدسي نيز از خداوند تعالي، چنين وارد شده است:
«به عزّت و جلالم سوگند، من بنده‏اى را كه بخواهم بيامرزم، از دنيا بيرون نبرم تا اين‌كه گناهان او را به‌ وسيلۀ بيمارى در تنش، يا به تنگى در روزيش، يا با ترس و هراس در امور دنيوي، پاک کنم. و اگر باز هم چيزى بماند، مرگ را بر او سخت كنم. و به‌عزّت و جلالم سوگند، بنده‏اى را كه بخواهم عذاب كنم، از دنيا بيرون نبرم تا عوض هر كار نيكى انجام داده را به او بدهم؛ يا به فراخى در روزيش، و يا به سلامت در تنش، و يا به آسودگى خاطر در امور دنيوي، و اگر باز هم چيزى باقى ماند، مرگ را بر او آسان كنم.» [8]
البته بايد دانست که اين امور، کلّيّت و عموميّت ندارد و نمي‌توان گفت: هرکس گرفتار است، انسان شايسته‌اي است و گرفتاري او مقدّمۀ ورود به بهشت است و هرکس از نعم دنيوي برخوردار است، حتماً به جهنّم خواهد رفت؛ از اين رو کسي حق ندارد با سطحي‌نگري، به قضاوت‌هاي عجولانه و بي مبنا و خلاف اخلاق نسبت به ديگران بپردازد.
همچنين نکته‌اي که بايد بدان توجه شود، اين است که برخي از اوقات، گرفتاري‌هاي دنيوي براي ارتقاي درجه و مقام انسان است. اهل‌بيت«سلام‌الله‌عليهم» بيشترين و بزرگ‌ترين مصائب را تحمّل نمودند و در دنيا گرفتاري‌هاي بسياري داشتند، امّا مصائب آنان به جهت زدوده شدن گناه و معصيت و حتّي لغزش نيست، بلکه به جهت ارتقاي درجه و مقام آنان نزد پروردگار متعال مي‌باشد. البته در اين خصوص دلائل ديگري نيز نظير دلائل توبۀ اخصّ‌الخواص مي‌توان تصوّر و مطرح کرد که در اين کتاب، مجال پرداختن به آن نيست.
=================================
پي‌نوشت‌ها
1. نساء / 31
2. نجم / 32

3.هود / 114

4. آل‌عمران / 22-21

5. هود / 114

6. مجمع البيان في تفسير القرآن، ج ‏5، ص 307

7. نساء / 44

8. الکافي، ج ‏2، ص444



(0 رای)
این مقاله مفید بود
این مقاله مفید نبود

نظر (0)
ارسال یک نظر جدید
 
 
نام کامل :
پست الکترونیک :
نظر:
تأیید کد امنیتی 
 
لطفا متنی را که در کادر زیر می بینید وارد نمایید