آرشیو پرسش و پاسخ ها: عرفان سیاسی
مفهوم انتظار و اقسام آن
مفهوم انتظار چيست و بر چند قسم است؟ كدام قسم آن در اينجا كاربرد دارد؟
انتظار، گاهي به معناي احتياج و نياز و گاهي به معناي توقع است. انتظار به معناي احتياج، پيش از پذيرش دين و دين باوري است، بر اين اساس، مي‏گوييم: انسان نيازهايي دارد و براي برآوردن آنها به دين مراجعه مي‏كند و به آن مي‏گرود. ولي انتظار به معناي توقّع، پس از پذيرش دين است كه انسان، پس  از پذيرفتن دين، چه توقع يا توقعاتي از دين مي‏تواند داشته باشد؟ و دين كدام اميد و آرزوي او را بر آورده مي‏سازد؟
انتظار دو قسم است: انتظار صادق، بجا و حق؛ و انتظار كاذب، نابجا و باطل؛ همان گونه كه تشنگي بر دو قسم است: تشنگي صادق و كاذب.
انتظار صادق، آن است كه فراخور عقل و فطرت پاك انساني باشد و با واقعيت وجودي و اقتضاي ذاتي انسان هماهنگ و سازگار باشد؛ مانند انتظار قرب و لقاي الهي، كه در برخي ادعيه، خداي متعال     «غاية الْمُني»    ر.ك. بحار الانوار، ج 46، ص 81 .    (نهايت آرزو و خواست انسان)، يا «غاية آمال العارفين»   ر.ك. مفاتيح الجنان، دعاي كميل.    (نهايت آرزوي عارفان)، معرفي شده است. نيز مانند انتظار و آرزوي رستگاري، سعادتمندي در زندگي؛ و راهيابي به بهشت كه از انتظارات صادق و حق است و در پرتو ايمان و عمل صالح به دست مي‏آيد و اختصاص به مسلمانان و يا اهل كتاب ندارد.    
اما انتظار كاذب، آن است كه نياز واقعي انسان نبوده، مقتضاي عقل و فطرت پاك و سليم انساني و هماهنگ و سازگار با حقيقت وجودي انسان نباشد، بلكه صرف فزون‏خواهي نفس سركش و از القائات شيطاني است كه انسان را با آن سرگرم ساخته از حق باز مي‏دارد و موجبات گمراهي او را فراهم مي‏سازد. قرآن كريم از قول شيطان نقل مي‏كند:
    وَ لاَُضِلَّنَّهُمْ وَ لَأُمَنِّيَنَّهُمْ وَ لَأمُرَنَّهُمْ... فَلَيُغَيِّرُنَّ خَلْقَ اللّه‏ِ... يَعِدُهُمْ وَ يُمَنّيهِمْ وَ ما يَعِدُهُمُ الشَّيْطانُ اِلاّ غُرُوراً(نساء: 119 ـ 120)    
و آنها را گمراه مي‏كنم و به آرزوها سرگرم مي‏سازم و به آنان دستور مي‏دهم كه (اعمال خرافي انجام دهند، و) آفرينش (پاك) خدايي را تغيير دهند (و فطرت توحيد را به شرك بيالايند). شيطان به آنها وعده‏ها (يدورغين) مي‏دهد و به آرزوها، سرگرم مي‏سازد؛ در حالي كه جز فريب و نيرنگ، به آنها وعده نمي‏دهد!
انتظارات صادق و حق، خود به دو گونه اصلي و فرعي تقسيم مي‏شود. انتظارات اصلي، در ارتباط تنگاتنگ با استعدادها و ظرفيت‏هاي وجودي (روحي، عقلي و فطري) انسان است و اصالت و حقيقت وجودي انسان با آن رقم مي‏خورد و تحقق آن موجب شكوفايي استعدادهاي ذاتي انسان، رشد و تعالي روحي و كمال معنوي و در نتيجه سعادت و رستگاري حقيقي او مي‏شود. انتظارات اصلي هماهنگ با تعاليم اساسي اديان آسماني و نيز فرامين اصيل و راستين عقل انساني به عنوان پيامبر دروني است.
انتظارات فرعي نيز به حيات مادي و زندگي دنيوي انسان بازمي‏گردند؛ مانند امور اقتصادي، سياسي، اجتماعي، بهداشتي و اخلاقي.
از آنچه گفته شد روشن مي‏شود:
1. مراد ما از دين در بحث انتظار بشر از دين، اسلام است كه بر انسان‏شناسي دقيق استوار است و به كامل‏ترين شكل، انديشه علمي انگيزه علمي جامعه بشري را هدايت مي‏كند.
2. در اينجا منظور از انتظار، انتظار صادق است نه كاذب؛ نيز، انتظار به معناي احتياج و توقع هر دو اراده شده است. ثالثاً، هم انتظارات اصلي مراد است و هم انتظارات فرعي كه اسلام، در صدد تأمين هر دو مي‏باشد.    برگرفته از انتظار بشر از دين، عبداللّه جوادي آملي، ص 24 ـ 30.