اَللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّهِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَهِ وَفی کُلِّ ساعَهٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً
آرشیو پرسش و پاسخ ها: سیاسی
مفهوم انتظار و اقسام آن
مفهوم انتظار چيست و بر چند قسم است؟ كدام قسم آن در اينجا كاربرد دارد؟
انتظار، گاهي به معناي احتياج و نياز و گاهي به معناي توقع است. انتظار به معناي احتياج، پيش از پذيرش دين و دين باوري است، بر اين اساس، مي‏گوييم: انسان نيازهايي دارد و براي برآوردن آنها به دين مراجعه مي‏كند و به آن مي‏گرود. ولي انتظار به معناي توقّع، پس از پذيرش دين است كه انسان، پس  از پذيرفتن دين، چه توقع يا توقعاتي از دين مي‏تواند داشته باشد؟ و دين كدام اميد و آرزوي او را بر آورده مي‏سازد؟
انتظار دو قسم است: انتظار صادق، بجا و حق؛ و انتظار كاذب، نابجا و باطل؛ همان گونه كه تشنگي بر دو قسم است: تشنگي صادق و كاذب.
انتظار صادق، آن است كه فراخور عقل و فطرت پاك انساني باشد و با واقعيت وجودي و اقتضاي ذاتي انسان هماهنگ و سازگار باشد؛ مانند انتظار قرب و لقاي الهي، كه در برخي ادعيه، خداي متعال     «غاية الْمُني»    ر.ك. بحار الانوار، ج 46، ص 81 .    (نهايت آرزو و خواست انسان)، يا «غاية آمال العارفين»   ر.ك. مفاتيح الجنان، دعاي كميل.    (نهايت آرزوي عارفان)، معرفي شده است. نيز مانند انتظار و آرزوي رستگاري، سعادتمندي در زندگي؛ و راهيابي به بهشت كه از انتظارات صادق و حق است و در پرتو ايمان و عمل صالح به دست مي‏آيد و اختصاص به مسلمانان و يا اهل كتاب ندارد.    
اما انتظار كاذب، آن است كه نياز واقعي انسان نبوده، مقتضاي عقل و فطرت پاك و سليم انساني و هماهنگ و سازگار با حقيقت وجودي انسان نباشد، بلكه صرف فزون‏خواهي نفس سركش و از القائات شيطاني است كه انسان را با آن سرگرم ساخته از حق باز مي‏دارد و موجبات گمراهي او را فراهم مي‏سازد. قرآن كريم از قول شيطان نقل مي‏كند:
    وَ لاَُضِلَّنَّهُمْ وَ لَأُمَنِّيَنَّهُمْ وَ لَأمُرَنَّهُمْ... فَلَيُغَيِّرُنَّ خَلْقَ اللّه‏ِ... يَعِدُهُمْ وَ يُمَنّيهِمْ وَ ما يَعِدُهُمُ الشَّيْطانُ اِلاّ غُرُوراً(نساء: 119 ـ 120)    
و آنها را گمراه مي‏كنم و به آرزوها سرگرم مي‏سازم و به آنان دستور مي‏دهم كه (اعمال خرافي انجام دهند، و) آفرينش (پاك) خدايي را تغيير دهند (و فطرت توحيد را به شرك بيالايند). شيطان به آنها وعده‏ها (يدورغين) مي‏دهد و به آرزوها، سرگرم مي‏سازد؛ در حالي كه جز فريب و نيرنگ، به آنها وعده نمي‏دهد!
انتظارات صادق و حق، خود به دو گونه اصلي و فرعي تقسيم مي‏شود. انتظارات اصلي، در ارتباط تنگاتنگ با استعدادها و ظرفيت‏هاي وجودي (روحي، عقلي و فطري) انسان است و اصالت و حقيقت وجودي انسان با آن رقم مي‏خورد و تحقق آن موجب شكوفايي استعدادهاي ذاتي انسان، رشد و تعالي روحي و كمال معنوي و در نتيجه سعادت و رستگاري حقيقي او مي‏شود. انتظارات اصلي هماهنگ با تعاليم اساسي اديان آسماني و نيز فرامين اصيل و راستين عقل انساني به عنوان پيامبر دروني است.
انتظارات فرعي نيز به حيات مادي و زندگي دنيوي انسان بازمي‏گردند؛ مانند امور اقتصادي، سياسي، اجتماعي، بهداشتي و اخلاقي.
از آنچه گفته شد روشن مي‏شود:
1. مراد ما از دين در بحث انتظار بشر از دين، اسلام است كه بر انسان‏شناسي دقيق استوار است و به كامل‏ترين شكل، انديشه علمي انگيزه علمي جامعه بشري را هدايت مي‏كند.
2. در اينجا منظور از انتظار، انتظار صادق است نه كاذب؛ نيز، انتظار به معناي احتياج و توقع هر دو اراده شده است. ثالثاً، هم انتظارات اصلي مراد است و هم انتظارات فرعي كه اسلام، در صدد تأمين هر دو مي‏باشد.    برگرفته از انتظار بشر از دين، عبداللّه جوادي آملي، ص 24 ـ 30.