اَللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّهِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَهِ وَفی کُلِّ ساعَهٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً
آرشیو پرسش و پاسخ ها
ریشه سیادت و علت سید بودن چهارده معصوم (ع)

سؤال: دلیل این که  شیعه کلیه امامان معصوم را سید می دانند چیست؟ و چرا سیادت از طریق پدر منتقل می شود ؟

جواب: سیادت یک مقام معنوی است که به جد اعلای پیامبر(ص) هاشم می رسد پس ریشه سادات به حضرت هاشم پدر عبدالمطلب و جدّ اعلای پیامبر گرامی اسلام بر می گردد و طبیعی است که هاشم و عبد المطلب فرزندان زیادی داشته اند که از جمله فرزندان عبدالمطلب، عبدالله پدر پیامبر  صلی الله علیه و آله و ابوطالب پدر علی علیه السلام و عباس عموی پیامبر و ... می باشند و لذا نسل سادات از آنها شروع می شود. فرقی از جهت سید بودن فرزندان بین پسر و دختر و مرد و زن نیست.

این که سیادت از ناحیه پدر است یا از ناحیه مادر؟ باستناد روایات و از جمله حدیثی که از امام موسی بن جعفر علیه السلام وارد شده است که مردم را به نسب پدرها بخوانید نه به نسب مادران آنها.( کافی، ج1، ص 540.) و امام علیه السلام در این خصوص به آیه شریفه زیر  استناد کرده اند:

 « ادْعُوهُمْ لاَِبَائهِم(احزاب:5)؛ آنها را به نام پدرانشان بخوانيد»

بنابراین، اکثر علمای شیعه بر این عقیده اند که سیادت از طرف پدر است نه از جانب مادر. اگر چه بعضی از بزرگان فرموده اند سیادت از طرف مادر هم به فرزند منتقل می گردد و فرزند از طرف مادر سید می باشد.

(0 رای)
این مقاله مفید بود
این مقاله مفید نبود

نظر (2)
مسعود
۰۷ خرداد ۱۳۹۷ ساعت۲۳:۴۴
چه ازطرف مادر وچه از طرف پدر باشد فرقی نمیکند چون خداوند در قران می فرماید ما انسان را از یک زن و مرد می افریند تقسیم بندی می کنند از ریشه درست نیست چون اسلام دین تعادل است وصل کردن فرزند به طرف پدر حق مادران ازبین میبرد واین هم از نظر اسلام رد شده است هم از نظر عقلی ودر سوره انفال میفرماید خمس برای خدا و پیامبر و خیشاوندان این پیامبر میباشد معنی خیشاوندان یکی حضرت فاطمه و امیرالمونین ع مباشد ونظر سید رضی وسید مرتضی ره برای این اساس میباشد ودیگر فقها ماضی و فی الحال موفق باشید
طاهرزاده
۰۸ خرداد ۱۳۹۷ ساعت۱۱:۵۲
باسلام وتشکر از برادرگرامی جناب آقامسعود باید توجه داشت که :
سیادت عنوانى است براى مردان و زنانى که در نسب خویش به حضرت هاشم بن عبد مناف (جدّ رسول اللَّه) مى‏رسند. هر کس نسب او به هاشم بن عبد مناف یا فرزندان او برسد، سید محسوب مى‏شود. (۱) به فرزندان هاشم، بنى هاشم مى‏گویند. برخى از اینان به عموهاى پیامبر مثل ابوطالب و ابولهب، عباس و حمزه مى‏رسند. بنابراین

فرزندان عباس عموى پیامبر که به آنان بنى عباس مى‏گویند، سید محسوب مى‏شوند.

فرزندان ابوطالب به نام‏هاى طالب و عقیل و جعفر طیار و على(ع) و نسل آنان (تا کنون هر چه هستند) سیدند. پیامبر اسلام از جهت پسرانش (طیب و طاهر و قاسم و ابراهیم) چون در کودکى از دنیا رفتند، نسلى ندارد. فقط از طریق حضرت فاطمه زهرا(س) نسلش ادامه پیدا کرد. تمامى ائمه معصومین و فرزندان¬شان از طریق على(ع) به هاشم مى‏رسند و سید هستند. انتساب برخی از سادات به پیامبر، شرافت چند برابری برای آنان است که از طریق دختر ایشان حضرت فاطمه (س) حاصل شده است. اینکه سادات فعلی ذریّه پیامبر نامیده شدند، از این جهت می باشد. اگر چه غالباً فرزندان و نسل از طریق پسر به جدّ(پدر بزرگ) منتسب می شوند، اما به جهت روایات متعدد که از پیامبر نقل شده، ایشان فرزندان فاطمه را فرزندان خود دانسته، انتساب آنان را به خود تأکید کرده. این موضوع در برخی تفاسیر آیات سوره کوثر آمده است. در همه جوامع انتساب به رهبران و شخصیت‏ها نوعى امتیاز محسوب مى شود؛ از این رو مردم به بستگان شخصیت‏هاى علمى و سیاسى احترام مى گذارند. این از نظر اجتماعى است، نه از نظر الهى. از آن جا که سادات ذریه پیامبر از فاطمه زهرا(س) و نسل بنى هاشم هستند، اجتماع براى آنان حساب ویژه‏اى باز مى کند و به آنان با دید احترام می نگرد.

اگر در روایات آمده که به سادات احترام بگذارید، به جهت پیامبر است. امام رضا(ع) فرمود: «ما خاندان نبوت حقى که بر مردم داریم، به خاطر پیامبر مى باشد». (۲) امتیاز اجتماعی مسئولیت سادات را بیشتر می کند. بنابراین از آن رو که سادات به پیامبر منتسب هستند، باید مواظب رفتار خود باشند؛ زیرا انجام برخى اعمال از انسان‏هاى معمولى مشکل ایجاد نمى‏کند، ولى انجام آن توسط انسان‏هاى با شخصیت و یا اشخاصی که به رهبران دینى منتسب هستند، مشکل ایجاد مى کند. بزنطى(راوی) مى گوید: در خدمت حضرت رضا(ع) نشسته بودم. سخن از سادات به میان آمد، عرض کردم: آیا منحرف از خاندان شما و غیر شما یکسانند؟ فرمود: «نیکوکار ما اجرش دو چندان و بدکار ما گناهش دو چندان است». (۳) وظیفه ما آن است که نسبت به سادات احترام بگذاریم. همان طور که نسبت به سایر افراد احترام می گذاریم. البته می توانیم در قالب شرایط تعریف شده توسط اسلام – آنان را امر به معروف و نهی از منکر نمایم.

همین طور سعی کنیم با رفتار و گفتار خود به آن ها بفهمانیم که سزاوار است جایگاه و مقام سیادت را حفظ کنند. صرف سید بودن موجب نمی گردد که سادات از این عنوان سوء استفاده کنند. امام رضا (ع) وقتى که برادرش (زیدالنار) را دید که از خود تعریف مى کند و به سیادت خود مغرور شده و دائماً«ما چنین، ما چنان » مى گوید، فرمود: «این سخنان چیست که مى گویى ؟! اگر سخن تو درست باشد و فرزندان رسول خدا وضع استثنایى داشته باشند و خداوند بدکاران آنان را عذاب نکند و عمل نکرده، به آنان پاداش بدهد، پس تو از پدرت موسى بن جعفر نزد خدا گرامى ترى، زیرا وى خدا را بندگى کرد تا به درجات قرب نائل آمد و تو مى پندارى بى آن که بندگى خدا کنى، مى توانى در درجه موسى بن جعفر قرارگیرى ». سپس آیه «انهّ عملٌ غیر صالح » را قرائت کرد و فرمود:

فرزند پیامبر و انتساب به پیغمبر و امام کافى نیست؛ عمل صالح لازم دارد. (۴)

========

پى نوشت ها :

۱- عروه الوثقى، ج ۲، کتاب الخمس، فصل ۲، مسئله ۳٫

۲- بحارالانوار، ج ۳۱، ص ۱۴۵ – ۱۴۶٫

۳- بحارالانوار، ج ۴۳، ص ۲۳۰٫

۴- مرتضى مطهرى، عدل الهى، ص ۳۷۱٫
ارسال یک نظر جدید
 
 
نام کامل :
پست الکترونیک :
نظر:
تأیید کد امنیتی 
 
لطفا متنی را که در کادر زیر می بینید وارد نمایید