آرشیو پرسش و پاسخ ها: دین شناسی
وظیفه والدين نسبت به كاهلی فرزندان در رابطه با نماز

پرسش :

بنده داراى دو فرزند مى ‏باشم كه هر چه آنها را به نماز سفارش مى ‏كنم، اصلاً به حرفم گوش نمى‏ دهند و نماز نمى‏ خوانند، مى ‏خواستم ببينم اين تكليف از گردن من برداشته مى ‏شود؟ و وظيفه من چيست؟
پاسخ:

عرض كنم آن قسمت اخير سؤال ايشان كه جنبه فقهى دارد كه «چه وظيفه‏ اى من دارم؟» اگر وظيفه خودشان را كه همان تربيت و مانند آن است، درست انجام داده باشند، خوب معذور هستند، و هيچ مشكلى ندارند. فرزند بر والدينش چند تا حق دارد، از جمله تربيت و تأديبِ خوب آن‏ها است. اگر اين كارها را كرده باشند، ديگر بعد از آن وظيفه‏ اى ندارند، اما مهم اين است كه ما ريشه‏ يابى كنيم، كه چرا افراد نسبت به نماز تمايل كمترى نشان مى‏ دهند، و چرا نسبت به نماز سهل‏ انگار مى‏ باشند؟ اگر اين خانواده محترم و ديگر مردم اين نكاتى را كه عرض مى‏ كنم ملاحظه بفرمايند، ممكن است ريشه‏ هاى مسئله را پيدا بكنند. به هر حال اين معلول، يكسرى علت‏ هايى دارد، بايد آن علت ها يافته شود و عوض شود، تا طبعاً معلول هم عوض شود.
علل ترك نماز يا سستى در نماز چند چيز مى ‏تواند باشد: يكى ضعف و سستى اعتقادات. ما باورهاى فرزندان خودمان را و اعتقاداتشان را آن‏گونه كه بايد درست نكرديم. اگر فرزند خدايش را بشناسد، و معاد و پيغمبران الهى را آن‏گونه كه بايد بشناسند، حقيقت نماز را بفهمد خلاصه باورهايش نسبت به اين امر مقدس باورهاى درستى باشد، عرض مى‏ كنم، چيزى قريب به محال است كه بخواهد نسبت به نماز سستى كند.
مشكل دوم اينكه آن محيطى كه در اطراف است را بايد ملاحظه كرد، گاهى محيط اطراف محيطى نيست كه افراد را خوب تربيت بكند، دوستان ناباب، خود محيط خانواده، فضاى مناسبى ايجاد نكرده است، پدر و مادر ممكن است مرتب به فرزندشان گوشزد بكنند كه، نماز بخوان اما خودشان گاهى نسبت به نماز سهل‏ انگار باشند! يا اقوام نزديكشان يا افرادى كه اين فرزند تحت تأثير آنها مى ‏باشد خيلى با نماز ميانه نداشته باشند. اين موضوع آثارش خيلى بيشتر مى‏ باشد تا اين موعظه‏ هاى پدر و مادر. بنابراين بايد محيط را هم محيطى سالم بكنند، بايد اگر دوستان نابابى دارند جدايشان بكنند، اگر الگوى نامناسبى و معيوبى دارند آن الگو را عوض بكنند.
گاهى ممكن است سرخوردگى روحى بچه‏ ها نسبت به نماز و دين و ديانت باعث اين كاهلى شود، بايد ريشه‏ يابى شود. يا درست دين را نفهميدند، و يا برخوردهاى نامناسب، تنبيهات بيجا، و سخت‏گيرى‏ هاى بيجا و مانند اينها را از بين برد، از ابتدا نبايد اجازه داد كه به وجود بيايد، كارى نكنند كه بچه از نماز سرخورده شوند، بايد نماز يك امر لذت‏بخش براى آنها باشد، پيغمبر(ص) فرمودند: «روشنى چشم من در نماز مى ‏باشد، اصلاً از دنياى شما من فقط سه چيز را انتخاب كردم، كه اولى آن نماز مى ‏باشد، نمازى كه آنقدر لذت‏بخش و زيباست، و انسان را به معنويات و معراج مى ‏برد.» اين را ما در نظر بچه‏ ها لولو خوره خوره نكنيم، كه خيال كنند نماز يعنى داد و بيداد، و از خواب بيدار كردن، و اذيت كردن، و اين چيزها، اين هم نكته ديگرى است كه بايد مراعات شود.
نكته ديگر كه بسيار مهم است، ولى خوب بحث مفصّلى دارد، اين است كه ما آثار نماز را به بچه‏ هايمان گوشزد كنيم. براى نماز آثار متعددى در قرآن و روايات شمرده شده است، كه فهرست بلند بالايى مى ‏باشد كه به چند نكته آن اشاره مى ‏كنم: اولاً كه نماز انسان را از زشتى ‏ها و از فحشا و منكرات بازمى‏ دارد، «انّ الصّلاة تنهى عن الفحشاء والمنكر» خوب هر انسانى دوست دارد كه از فحشا و منكر دور باشد، انسان با طبيعت و فطرت انسانيش نمى‏ خواهد كه زشت باشد، و مرتكب زشتى ‏ها شود، اگر اين را نمى‏ خواهد خوب راهش نماز مى‏ باشد. نماز مانند چشمه‏ اى مى ‏باشد كه انسان روزى پنج بار خودش را در آنجا شستشو مى‏دهد، طبعاً چنين روحى ديگر چرك، گرد و خاك و چيزى به آن باقى نمى‏ ماند. اين مطلب هم سخن پيامبر(ص) است. بنابراين اولين فايده نماز اين پاك كردن روح انسان مى‏ باشد از تمام منكرات.
ثانياً، انسان اگر در حال نماز باشد، در روايت داريم كه لباسش و هرچه در اطراف اوست، همراه او تسبيح مى‏ گويند. يعنى همه فضا مى‏ شود سبحان اللّه‏ همه فضا مى ‏شود تسبيح. به خاطر اينكه يك بنده دارد تسبيح ايجاد مى‏ كند، او دارد ذكر خدا را مى‏ گويد، و نماز مى‏ خواند «أقم الصّلاة لذكرى» (طه: 14) همه اطرافش مى‏ شود تسبيح خداوند. خوب چه مقام بسيار بالايى مى‏ باشد. ثالثاً، نماز باعث آمرزش گناهان مى ‏شود، روايات فراوانى داريم كسانى كه نماز بخوانند آمرزيده مى‏ شوند. رابعاً هر كسى كه نماز واجبش را بخواند يك دعاى مستجاب دارد، ولذا داريم كه بعد از نماز حتماً دعا كنيد، خوب انسان هميشه دنبال اين است كه فرصتى پيدا كند كه دعايش مستجاب شود، راهش اين است كه نماز بخواند و بعد از نماز هم دعا كند كه دعايش مستجاب مى ‏شود.
در يك روايت مفصلى پيغمبر فرمودند: كه زينت اسلام نماز است ركن مؤمن، بهاى بهشت، برائت مؤمن از آتش، امنيت از تفرقه و پريشانى و خير دنيا و آخرت و... نماز است.
اين‏ها بخش‏هاى كوتاهى از آثار نماز بود كه بنده خيلى اجمالى و فهرست‏ گونه عرض كردم، و اما آثار ترك نماز هم بسيار است. يك اثر آن اين است اگر كسى نماز را ترك كند، بقيه اعمالش حبط مى‏ شود و از بين مى ‏رود، ترك نماز اعمال خوب انسان را از بين مى ‏برد. در روايت از حضرت على(ع) داريم كه فرمودند: لعنت خدا بر تارك نماز. كسى كه اميرالمؤمنين(ع) لعنش كند اين ديگر از رحمت خدا دور مى ‏باشد، خوب چرا انسان خودش را در جايى قرار بدهد كه ملعون از سوى اميرالمؤمنين باشد. در روايات داريم كه تارك نماز وارد جهنم مى‏ شود. در قرآن هم مى ‏باشد «ما سَلَكَكُم فى سَقَر قالوا لَم نَكُ مِن المُصَلّين.» (المدثر: 42) از آنها مى‏ پرسند كه چرا توى سقر و چرا توى جهنم مى ‏باشيد؟ مى‏ گويند: ما نماز نمى‏ خوانديم. فرق بين مسلمان و كافر در ترك عمدى نماز واجب مى ‏باشد، و يا سستى نسبت به نماز مى‏ باشد. اگر كسى به نماز سستى ورزيد يا عمداً تركش كرد، اين مى ‏شود كافر، البته نه آن كافر فقهى كه احكامى دارد. بنابراين اگر انسان نماز را عمداً ترك كرد اين در واقع كافر مى‏ باشد، خوب اين خيلى خطر بزرگى است در يك روايت دوازده عذاب براى تارك نماز شمرده شده كه شش تا در دنيا و شش تا در آخرت مى ‏باشد. حاصل اينكه اين پنج، شش موردى كه عرض كردم آنها بخش‏هاى كمى از مقدار خيلى زيادى از آثار ترك نماز مى ‏باشد.
منبع: کتاب پاسخ به پرسش ها و شبهات ج 2 / استاد رضا محمدی/ انتشارات زمزم هدایت/ پژوهشگاه علوم اسلامی امام صادق علیه السلام